حراج!

چه کسی پنیر من را جابجا کرد؟

فهرست:

درباره‌ی نویسنده
ابعاد ساده و پیچیده‌ی وجودِ ما
داستانی پشت پرده‌ی داستان
قسمت اول: گردهمایی دوستانه
قسمت دوم: چه کسی پنیر مرا جابجا کرد؟
قسمت سوم: بحث و گفتگو در عصر همان روز

 

ماجرای دو موش به نام‌های اسنیف و اسکِری و دو آدم کوچولو به نام‌های هِم و ها است که همگی در دالانی پر پیچ و خم زندگی می‌کنند و به دنبال پنیر برای پر کردن شکم خود و رسیدن به سعادت و خوشبختی هستند.

در این داستان پنیر استعاره‌ای است از آنچه انسان می‌خواهد و آرزویش را دارد، مثل آرزوی شاگرد اول شدن یا نمرات خوب گرفتن، عضو تیمی شدن، به دست آوردن شغلی خوب و مناسب، داشتن رابطه‌ای خوب و دوستانه و در نهایت داشتن احساسی خوب از خود.

الان، نماد جایی است که می‌توان در آن برای آرزوی خود تلاش کرد مثل خانواده، جامعه، مدرسه، محل کار و یا جایی که در آن بازی می‌کنید. چهار شخصیت داستان با تغییری غیرمنتظره مواجه می‌شوند ولی تنها یکی از آن‌ها به خوبی به تغییر واکنش مناسب می‌دهد و سپس آن‌چه را که آموخته است را بر روی دیوار‌های دالان ‌می‌نویسد.

زمانی‌که خواننده دست‌نوشته‌های روی دیوار را می‌خواند متوجه می‌شود که چگونه بر ترس‌هایش غلبه کند و از تغییر پیش آمده به عنوان راهی برای رسیدن به موقعیت بهتر استفاده کند.

توضیحات تکمیلی

نویسنده

اسپنرجانسون

تعداد صفحه

79

20 در انبار

در چه کسی پنیر مرا جا به جا کرد ، چهار موجود خیالی وجود دارند (با رفتارهای کاملاً متفاوت) دو آدم کوچولو با نامهای هِم و هاو و دو موش با نامهای اسنیف و اسکاری.
شخصیت و رفتار هر یک از آنها، مشابه تعدادی از افراد جامعه می‌باشد. مثلاً شخصیت اسنیف، خیلی سریع متوجه تغییرات می‌شود و اسکاری خیلی زود وارد عمل می‌شود و یا هِم که در مقابل تغییرات، مقاومت می‌کند و در نهایت هاو که با گذشت زمان خودش را با تغییرات وفق میدهد

بیاییم ببینیم که ما شبیه کدامیک از این شخصیت‌ها هستیم. برای اطلاعات بیشتر متوانید ار ویکی پدیا مطالعه کنید .

توضیحات

فهرست:

درباره‌ی نویسنده
ابعاد ساده و پیچیده‌ی وجودِ ما
داستانی پشت پرده‌ی داستان
قسمت اول: گردهمایی دوستانه
قسمت دوم: چه کسی پنیر مرا جابجا کرد؟
قسمت سوم: بحث و گفتگو در عصر همان روز

 

ماجرای دو موش به نام‌های اسنیف و اسکِری و دو آدم کوچولو به نام‌های هِم و ها است که همگی در دالانی پر پیچ و خم زندگی می‌کنند و به دنبال پنیر برای پر کردن شکم خود و رسیدن به سعادت و خوشبختی هستند.

در این داستان پنیر استعاره‌ای است از آنچه انسان می‌خواهد و آرزویش را دارد، مثل آرزوی شاگرد اول شدن یا نمرات خوب گرفتن، عضو تیمی شدن، به دست آوردن شغلی خوب و مناسب، داشتن رابطه‌ای خوب و دوستانه و در نهایت داشتن احساسی خوب از خود.

الان، نماد جایی است که می‌توان در آن برای آرزوی خود تلاش کرد مثل خانواده، جامعه، مدرسه، محل کار و یا جایی که در آن بازی می‌کنید. چهار شخصیت داستان با تغییری غیرمنتظره مواجه می‌شوند ولی تنها یکی از آن‌ها به خوبی به تغییر واکنش مناسب می‌دهد و سپس آن‌چه را که آموخته است را بر روی دیوار‌های دالان ‌می‌نویسد.

زمانی‌که خواننده دست‌نوشته‌های روی دیوار را می‌خواند متوجه می‌شود که چگونه بر ترس‌هایش غلبه کند و از تغییر پیش آمده به عنوان راهی برای رسیدن به موقعیت بهتر استفاده کند.

توضیحات تکمیلی

نویسنده

اسپنرجانسون

تعداد صفحه

79

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “چه کسی پنیر من را جابجا کرد؟”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × چهار =